توضیح کلی
اولش مثل خالهبازی خوش میگذشت. روزی سه بار برای خودم غذا درست میکردم؛ بیسکویت ترد و پنیر. از صبح تا شب هر چه قدر دلم میخواست مینشستم پای تلویزیون. سه روز اول خیلی کیف داد؛ صبحانه بیسکویت و پنیر و تلویزیون، ناهار بیسکویت و پنیر و تلویزیون، شام بیسکویت و پنیر و تلویزیون و خواب. هیچ فکر و خیالی بهجز تلویزیون و پنیر نداشتم. یک دنیای عالی! بعد پنیر تمام شد. فریزر کلی خالیشده بود. توی کشوی سبزیجات یخچال هم فقط یک کاهوی لهشدهی قهوهای مانده بود با چند تا هویج بوگندو. وقتی پاکت شیر روی یکی از طبقهها را باز کردم، از توی آنهم بوی گند بلند شد؛ من هم درش را بستم و هلش دادم ته یخچال. بعد رفتم توی اتاقم دنبال خوراکی بگردم. توی کشوی پایینی میزم سرک کشیدم. قبلاً یک بشقاب با دوتا کلوچهی شکلاتی گذاشته بودم آنجا برای جیلی. ساوانا همیشه همین کار را میکرد و کلوچهها هم همیشه ناپدید میشدند...
توضیحات بیشتر
کتاب از طرف آبری با عشق
انتشارات
انتشارات پرتقال
شابک
9786008675198
نوبت چاپ
1
تعداد صفحه
248
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
190
جهت اطلاع از قیمت و موجودی تماس بگیرید
(جهت ثبت شماره کلیک کنید)
(جهت ثبت شماره کلیک کنید)
فعلاً ناموجودبرای اطلاع از تأمین مجدد، با ما در ارتباط باشید

نظرات کاربران